روز مادر رو به همه ی مادرا به خصوص مادر عزیز خودم تبریک میگم

+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9:57 توسط مهتاب
|
بسم الله الرحمن الرحیم
و این آغاز انسان بود...
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.
انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...
و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.
انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.
خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:41 توسط مهتاب
|
وقتی قرار است زندگی ادامه داشته باشد
انگار چاره ای نیست جز اینکه چشم های خیس
خود را با کف دستانم بپوشانم و باز هم
روی بالشی نرم به خواب بروم مهم نیست
خوابهای هولناک بسراغمان بیاید یا نه
حتی دیگر مهم نیست که ترنم باران خاطره هایمان
را طلایی کند مهم این است که باور کنیم
زندگی ادامه داردوزیر این گنبد کبود باید
دل را به فردا ها بسپاریم که شاید از راه برسند
و چند سبد آرامش به ما هدیه بدهند

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 8:31 توسط مهتاب
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 8:59 توسط مهتاب
|
شب است و گیتی غرق در سیاهی
شب بلند است و سیاهی پایدار،ولی
باور به نور و روشنایی است،
که شام تیره ما را،از تاریکی می رهاند
و از دل شب های یلدا ،جشن مهر و روشنایی به،ارمغان می رساند
تیرگی هاتان در دل نور خاموش باد،
شب یلدا را به نور قرن ها قدمت جاری نگه داریم...


شب یلدا رو به همه ایرانیان تیریک میگم
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:1 توسط مهتاب
|
عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 17:7 توسط مهتاب
|
میلاد امام حسن مجتبی را تبریک عرض میکنم

+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:57 توسط مهتاب
|
از هیاهوی واژه ها خسته ام
من سکوت را از اوراق سپید آموختم
آیا سکوت، روشن ترین واژه ها نیست ؟؟؟
همیشه در تنهایی مرگ را مجسم دیده ام
آیا مرگ، آرام ترین واژه ها نیست ؟؟؟
تا چشم گشودم، از چشم زندگی افتادم
شبی ــ شاید امشب ــ زیر نور یک واژه خواهم نشست
و هم زمان در آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت


+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:47 توسط مهتاب
|
فکر می کنید شما کدوم یکی هستید ..............؟ چهار نفر بودند که اسمشان این ها بود : _ همه کس ، _ یک کسی ، _ هر کسی ، _ هیچ کس . کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند . هر کسی می توانست این کار را بکند ، اما هیچ کس این کار را نکرد . یک کسی عصبانی شد ، چرا که این کار ، کار همه کس بود ، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد . خوب حالا شما کدومشون هستین ؟! .... تا حالا فکر کردین ؟
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 18:51 توسط مهتاب
|
وقتي به دنيا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

وقتـی که تو آمـدی به دنیـا عـریان جمعی به تو خندان و تو بودی همه گریان
کاری بکن ایدوست که وقت مردن جمـعی به تو گریان و تو باشی همه خندان
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:48 توسط مهتاب
|

دلم از غصه شکسته نمیگم عشقه تو بسه
بسه دیگه از بهاری که گذشته اون که رفته برنگشته
صدام صدای موندنه لحظه ی از تو خوندنه این دله نا امیدم را به زندگی کشوندنه
خودت میخواستی که برات شعر و ترانه سر کنم از کوچه باغ آرزو به یاده تو گذر کنم
بیتو دلم میگیره پرنده ای اسیره اگه نیای سراغم بدون که خیلی دیره
خدا کنه خودم را کنار تو ببینم گلی که دوسش دارم به دسته تو بچینم
+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 21:46 توسط مهتاب
|
خوشبختی این نیست که کی هستی یا چی داری خوشبختی فقط و فقط ان چیزی است که در فکرت میگذرد...............
میدونی وقتی که خدا داشت بدرقت میکرد بهت چی گفت؟
جایی که میری مردمی داره که میشکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم........
تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری.....
قلب میذارم که جا بدی............
اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم.........
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:9 توسط مهتاب
|
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم
سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم
تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:6 توسط مهتاب
|
18 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:
01- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده ميشود.
02- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
03- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
04- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد.
05- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
06- جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست.
07- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
08- ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
09- همكارانتان نميتوانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به مرد بودن خود افتخار كنيد.
18 دليل محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:
01- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند.
02- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند(.
03- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
04- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
05- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
06- عمرتان بسيار طولاني است.
07- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نميآوريد.
08- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
09- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي ميرسيد و حالاحالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي ميخوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد … و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 9:45 توسط مهتاب
|
آی آدمها
که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دایم دست و پای میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یازیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتید دست ناتوانی را
دوستان عزیز نظرتان در مورد این عکس چیست ؟
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 19:52 توسط مهتاب
|
سال نو رو به همه ی مردم به خصوص دوستان خوبم تبریک عرض می کنم و امیدوارم سال خوبی توام با موفقیت را داشته باشیدو اینکه اگر خدا بخواهد سال ظهور آقا امام زمان باشد
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 8:56 توسط مهتاب
|
می پرسند که چرا دوستت دارم؟
سوال بیخودی است!!!
باید میپرسیدند که چرا نفس میکشم؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 15:21 توسط مهتاب
|
به او گفتم:
مرا دوست داری؟
گفت : بله
گفتم مثلا چقدر؟
گفت: به اندازه ی ستاره های آسمون
به آسمان نگاه کردم و دیدم آسمان ابریست
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 15:11 توسط مهتاب
|
دوستان عزیز
شهادت امام حسین سرور شهیدان را به شماو همه ی شیعیان تسلیت عرض می کنم


+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 15:10 توسط مهتاب
|
سعی خودت رو بکن حتما موفق میشی
+
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 15:50 توسط مهتاب
|
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
سعدی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آن کس چیز می بخشد ز مال خویش میبخشد نه ان حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را هر ان کس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه ان سعدی که میبخشد سر و دست و تن و پا را . سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند نه بر ان ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
+
نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 18:10 توسط مهتاب
|
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به قصدقربت است .
. 
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 7:47 توسط مهتاب
|
برای کسی که دوستش داری باید از هر چیزی که برایت عزیز است بگذری حتی از جونت
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 7:40 توسط مهتاب
|
افراد را به خاطر خودشان دوست داشته باش
نه به خاطر اینکه کاری را برایت انجام می دهند
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 11:15 توسط مهتاب
|
تو اگه پرنده باشي چشاي من آسمونه راز پر كشيدنت رو كسي جز من نمي دونه واسه من سخته كه بي تو بنويسم مشق پرواز با صداي ساز خسته تر كنم گلو ي آواز منو تو گر چه اسيريم حيفه از غصه بميريم بيا تا آخر دنيا بشينيم و پر نگيريم جاي پر زدن زمين نيست توي قلب آسمونه قصه ي مرگ وجدايي تو كتابا جا مي مونه نگو

+
نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 7:19 توسط مهتاب
|
خدایا من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری.....
من همچون تویی دارم که تو همچون خودی نداری...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 9:2 توسط مهتاب
|
تا با تو خندیدم کج شد کلاه تو
شد غرق خودخواهی طرز نگاه تو
تا با تو خندیدم خود را خدا دیدی
از نسل پاکی ها خود را جدا دیدی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 16:3 توسط مهتاب
|
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 15:24 توسط مهتاب
|
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 18:57 توسط مهتاب
|